عجب حکایت شیرین و در عین حال دردناکی شده این حکایت مسکن!!! چند روزی هستش که خونه کوچولی خود را فروخته ام و دنبال خونه کوچولوی دیگری هستم! اما در این جستجوی بنگاه به بنگاه، داستان های بسیار زیبا و شگفت انگیزی پیش اومده که ذکر این مصیبت عظما خالی از لطف نیست.

بنگاه معاملاتی املاک پر است از کسانی که دنبال خانه اجاره ای هستند. کسانی میخوان تا تابستان نیامده تکلیف محل سکونت سال آتی خودشون را مشخص کنند. و نیز کسانی که دنبال خرید خانه (آپارتمان، ویلایی بصورت سنددار و یا قولنامه ای) هستند. حسابی بازار بنگاهی ها هم داغ است و بعضی هاشون آنقدر وضعشون خوب شده که جواب سلام مشتری را هم نمی دهند و یا به زور می دهند! یاد اون روزای مگس پرانی بخیر باد.
اکثر کسانی که میخوان خونه بخرن یا یه وامی برای خودشون از الطاف دولت مهرورز دست و پا کرده اند و یا اینکه نقدینگی دارند و یا ملکی فروخته اند و با رو هم گذاشتن پس اندازشون با پول ملک فروخته شده (مثل من) به دنبال خونه بهتری هستند. و صاحب خانه شدن را هر شب در بهترین قسمت رویاهای خود می بینند.
اما ماجرا از این قراره که خونه هایی که تا 2-3 ماه پیش قیمتشون حدود 30 میلیون تومان بود الان شده 50 میلیون. تازه اگر خونه رو بپسندی و به صاحب ملک بگی که بیا بنگاه خونه را معامله کنیم. فردا میاد میگه 55 میلیون! چون رفته گشته دیده که با فروش خونه اش نمیتونه با همان پول همان خونه رو بخره و مجبوره قیمت را ببره بالا.
و اینطوری شده که قیمت خانه ها و آپارتمان ها سرسام آور کشیده بالا. علت اصلیش هم بنظر حقیر این نقدینگی در دست افراد هست که به طرق مختلف از قبیل انواع وام های بانکهای دولتی و خصوصی، وامهای ادارات و ... می باشد. تجربه ثابت کرده اگر نقدینگی دستت باشد برو خانه بخر! چون باعث میشه بعدا ارزش پولت حفظ بشه و کلی سود بکنی. اما این یعنی چه؟
این بدین معناست که قیمت خونه تا دلت بخواد میره بالا و آپارتمانهایی که متری 400 تومن التمس میکردن و الان شده 500/1 تا چند دیگه میشه 2-3 میلیون. و حالا اون کارکمند و یا کارگر بدبخت هم بیاد خونه بخره! مگه خوابشو ببینه.
تازه یه مورد دیگر هم اینکه وامی که شخصی پارسال مثلا 12 میلیون از بانکها گرفته با توجه به تورم مسکن و گرانی شدید آن برابر است با 40 میلیون فعلی. و این بخاطر عدم ثبات قیمتها در این مملکت گل و بلبل است. مثال از خودم می زنم: در اداره ما از پارسال به کارکنان وام 12 میلیون بدون بهره میدن، یک تعداد زیادی هم همان پارسال گرفتن و تعداد زیادی هم هنوز منتظرن که وقتشون بشه! حالا خودتون این تفاوتها را حساب کنید. آیا ارزش وام 12 میلیون تومانی کسی که وامش را در زمان قیمت نسبتا خوب مسکن گرفته (آپارتمان متری 500 - 600 ) با کسی که میخواد همان وام را امسال (همان آپارتمان متری 1200 - 1600) بگیرد یکی است؟ به احتمال زیاد نفر دوم نخواهد توانس آپارتمان نقلی هم بخرد در صورتیکه نفر اول ارزش سرمایه اش چندین برابر شده و به خاطر موجودی سرمایه ثروتمندتر از نفر دوم شده است. این است معنی عدالت، فقر زدایی و رفع تبعیض اقتصادی!!!
در پایان دعا میکنیم که طلسم ما هم شکسته شود و تا خونه گرون نشده و پول خونه فروخته شده مان خرج نشده است خونه ای هم نصیب ما شود تا پیش اهل بیت بیش از این خوار و خفیف نشویم... آمین

نظرات (3)
عکس های پیشرفته نشان دهید
ارسال شده توسط سعید | July 31, 2007 1:20 PM
ارسال شده در July 31, 2007 13:20
عجبا!
جالبه! من تو این سن 19-20 سالگی این جور چیزا رو نمی دونستم!
پس وقتی خونه بگیرم که دارن مگس می پرونن؟
ارسال شده توسط مصطفی درویش زاده | May 25, 2007 1:00 AM
ارسال شده در May 25, 2007 01:00
فکر خونه کردن تبدیل به یک کابوس شده
ارسال شده توسط داریوش کبیر | May 16, 2007 11:25 AM
ارسال شده در May 16, 2007 11:25