Wednesday, March 15, 2006
چهارشنبه سوري خوش گذشت؟ ايشالله كه طوريتون نشد! سلامتين؟ خدا رو شكر!!! هزار مرتبه شكر!!!
ديروز عصر ما زودتر از هميشه از ترس نخوردن ترقه و نارنجك و غيره به ماشين قراضه مون دو ساعتي زودتر از اداره راه افتاديم ( مثل ماشين نديده ها ) تا غروب كه خيابونا شلوغ ميشه و سگ صاحبشو نمي شناسه بيرون نباشيم. تازه غروبش هم تا ساعت 10 شب تو كوچه بوديم كه به بهانه جشن چهارشنبه سوري نزنن ماشين قراضمون را داغون كنن. ( اي نديد بديد ) )
يك آتيش كوچولو هم درست كرديم و از روش پريديم و گفتيم: زردي من از آنِ تو و سرخي تو از آن من و چند تا چيز ديگه ... كلي خوش گذشت و بيشتر هم خوش مي گذشت اگر صدا ترقه و نارنجكها نبود.
زياد خبري هم از جشن و شادي در تلويزيون نبود و مثل هميشه كه ميخوايم يه خورده شادي كنيم شاهد پخش يك فبلم سينمايي از تلويزيون بوديم . خيلي خوبه كه لا اقل يك فيلم سينمايي در اين مناسبتها پخش ميكنن!
چون من به مراسم نوروز ديگر كشورها هم خيلي علاقه دارم ، مراسم چهارشنبه سوري آذريها را هم از كانال تلويزيون Lider ميديدم. اگر دوست دارين بدونين چيكار ميكردن بخونين:
چهارشنبه سوري خوش گذشت؟ ايشالله كه طوريتون نشد! سلامتين؟ خدا رو شكر!!! هزار مرتبه شكر!!!
ديروز عصر ما زودتر از هميشه از ترس نخوردن ترقه و نارنجك و غيره به ماشين قراضه مون دو ساعتي زودتر از اداره راه افتاديم ( مثل ماشين نديده ها ) تا غروب كه خيابونا شلوغ ميشه و سگ صاحبشو نمي شناسه بيرون نباشيم. تازه غروبش هم تا ساعت 10 شب تو كوچه بوديم كه به بهانه جشن چهارشنبه سوري نزنن ماشين قراضمون را داغون كنن. ( اي نديد بديد ) )
يك آتيش كوچولو هم درست كرديم و از روش پريديم و گفتيم: زردي من از آنِ تو و سرخي تو از آن من و چند تا چيز ديگه ... كلي خوش گذشت و بيشتر هم خوش مي گذشت اگر صدا ترقه و نارنجكها نبود.
زياد خبري هم از جشن و شادي در تلويزيون نبود و مثل هميشه كه ميخوايم يه خورده شادي كنيم شاهد پخش يك فبلم سينمايي از تلويزيون بوديم . خيلي خوبه كه لا اقل يك فيلم سينمايي در اين مناسبتها پخش ميكنن!
چون من به مراسم نوروز ديگر كشورها هم خيلي علاقه دارم ، مراسم چهارشنبه سوري آذريها را هم از كانال تلويزيون Lider ميديدم. اگر دوست دارين بدونين چيكار ميكردن بخونين:
5 فايتون يا همون كالسكه رو به شكلي بسيار زيبا تزئين كرده بودن كه در اولين فايتون يك دختري بسيار زيبا نشسته بود كه اسمشو گذاشته بودن : خانم بهار! و در چهار فايتون بعدي هم گروههاي موسيقي سنتي آذري با سورنا و دهل و دف و غيره نشسته بودن و موزيك مي نواختند. آنهم موزيك نوروزي! فلسفه اين خانم بهار هم اينه كه با ورودش به شهربه مردم اعلام كنه كه بهار داره مياد!
پشت سر اين 5 فايتون هم كلي ماشين و اينا از مركز شهر بنام ميدان آزادي راه افتادن و بعد از حدود 40 دقيقه در بيرون شهر به يك جايي بنام آتشگاه رسيدن در اونجا هم خيلي ها منتظر رسيدن اين گروه بودن بعد از اينكه مشعلهايي را با آتيش هميشه روشن آتشگاه روشن كردن ، گروه دوباره به شهر باز گشتن. در تمام مدت نوازندگان موزيك مي نواختند. و بعد از يك ساعت به شهر رسيدند . حالا ديگه هوا تاريك شده بود و مردم هم جمع شده بودند.
در كنار يك بناي قديمي بنام قيز قلعه سي جشن چهارشنبه سوري برگزار شد. گروههاي مختلف موسيقي به اجراي برنامه پرداختند و مردم هم مدام عيد نوروز را به همديگر تبريك مي گفتن
مثل ما مراسم چهارشنبه سوري به آذريها هم خوش گذشت اما آنها ( بيچاره ها ) نه صداي ترقه داشتند و نه نارنجك. صداي انفجارهاي مهيبي هم به گوششون نرسيد . در ضمن همشون هم سالم و شاد بودند.
اين مطلب روزنامه شرق هم بخونين بد نيست: ديگر از چهارشنبه سورى چيز زيادى باقى نمانده است. تنها آتش روشن كردن هاى جوان ها مى تواند نشانى از چهارشنبه سورى پيشينيان ما داشته باشد كه شعله آن هم هر سال كم فروغ تر مى شود؛ يكى از دانشجويان دانشگاه علم و صنعت مى گويد: «براى گرفتن مجوز مراسم چهارشنبه سورى رفته بوديم پيش مديران دانشگاه. مى گفتند آتش حق نداريد روشن كنيد اما خودمان بهتان ترقه مى دهيم.» حالا ديگر چهارشنبه سورى ها ديدنى نيست، بيشتر شنيدنى است. چهارشنبه سورى ها پر از صداى سيگارت و آبشار و زنبورى و كپسولى و نارنجك دستى است.
پشت سر اين 5 فايتون هم كلي ماشين و اينا از مركز شهر بنام ميدان آزادي راه افتادن و بعد از حدود 40 دقيقه در بيرون شهر به يك جايي بنام آتشگاه رسيدن در اونجا هم خيلي ها منتظر رسيدن اين گروه بودن بعد از اينكه مشعلهايي را با آتيش هميشه روشن آتشگاه روشن كردن ، گروه دوباره به شهر باز گشتن. در تمام مدت نوازندگان موزيك مي نواختند. و بعد از يك ساعت به شهر رسيدند . حالا ديگه هوا تاريك شده بود و مردم هم جمع شده بودند.
در كنار يك بناي قديمي بنام قيز قلعه سي جشن چهارشنبه سوري برگزار شد. گروههاي مختلف موسيقي به اجراي برنامه پرداختند و مردم هم مدام عيد نوروز را به همديگر تبريك مي گفتن
مثل ما مراسم چهارشنبه سوري به آذريها هم خوش گذشت اما آنها ( بيچاره ها ) نه صداي ترقه داشتند و نه نارنجك. صداي انفجارهاي مهيبي هم به گوششون نرسيد . در ضمن همشون هم سالم و شاد بودند.
اين مطلب روزنامه شرق هم بخونين بد نيست: ديگر از چهارشنبه سورى چيز زيادى باقى نمانده است. تنها آتش روشن كردن هاى جوان ها مى تواند نشانى از چهارشنبه سورى پيشينيان ما داشته باشد كه شعله آن هم هر سال كم فروغ تر مى شود؛ يكى از دانشجويان دانشگاه علم و صنعت مى گويد: «براى گرفتن مجوز مراسم چهارشنبه سورى رفته بوديم پيش مديران دانشگاه. مى گفتند آتش حق نداريد روشن كنيد اما خودمان بهتان ترقه مى دهيم.» حالا ديگر چهارشنبه سورى ها ديدنى نيست، بيشتر شنيدنى است. چهارشنبه سورى ها پر از صداى سيگارت و آبشار و زنبورى و كپسولى و نارنجك دستى است.

نظرات (1)
سلام
چهارشنبه سوريتون مبارک
مراسم اذريها بسيار جالب بود ولي ما حتي اينجا هم چهارشنبه سوريمون پر از صدا و ترقه جات بود مسئولين دانشگاه هم که گل کاشتند ديگه واقعا که نه از عيدمون چيزي باقي مونده و نه از بقيه رسم و رسومات!
راستي در مطلب قرار وبلاگنويسها هم براتون نظري گذاشتم
موفق باشيد
ارسال شده توسط شايا(دختري از هند) | March 18, 2006 12:52 AM
ارسال شده در March 18, 2006 00:52