ديدين تا حالا آدمهايي كه يه جوري خودشونو نشون ميدن ولي اصلاً اونطوري نيستن؟ يعني نه اون شخصيت اصلي بلكه اون شخصيتي را كه موجه است و دوست دارن داشته باشن رو به مردم نشون ميدن و اون شخصيت اصلي و واقعي خودشون را پشت يك شخصيت ساختگي پنهان مي كنند.
بنظر من يك نوع عقده رواني در درون اين آدمها هست كه ميخوان كمبودهاي خودشون را در پشت اين شخصيت ساختگي و دروغين فراموش كنند.
يك آقايي متشخص سوار ميشه كه كلي با كلاس به نظر مي رسه ، قيافه تقريباً موجهي
داره و كيف سامسونتش را كه باز ميكنه پر هست از جزوه ها و نوشته هاي انگليسي. خودشو
استاد دانشگاه معرفي ميكنه كه تو انگليس تحصيل كرده و حالا امروز داره ميره در
دانشگاهي سخنراني كنه. وقتي ازش ميخوام راحت باشه من متوجه ميشم انگليسي حرفاشو
بزنه تا منم يه چيزي ياد بگيرم ، بعد از كمي مِن و مِن ساكت ميشه و تا مقصد حرفي
نمي زنه فقط ميگه به قيافه من نگاه كن اصلا من درغگو هستم؟
وقتي به مقصد ميرسيم
با يك نوع حالتي محترمانه اي ميگه: ببخشيد من پول ندارم! اشكالي نداره
كرايه رو ندهم؟؟؟

نظرات (1)
سلام مطالب شما خوب بود دستتون درد نکنه ولی اون قسمت که برای همه واضع نیست باتشکر
ارسال شده توسط zohreh | March 16, 2006 3:18 PM
ارسال شده در March 16, 2006 15:18